در علم فقه شیعه، روایات به عنوان یکی از مهمترین منابع استنباط احکام شرعی، همواره در فرآیند تطبیق و استنباط مورد بررسی قرار میگیرند. یکی از مباحث مهم و تأثیرگذار در این فرآیند، مسئله اجمال روایات و تأثیر آن در حمل بر قضیه فی واقعه است. اجمال، اعم از لفظی یا مفهومی، میتواند باعث بروز ابهام در مراد شارع شود و در نتیجه، امکان تعیین حکم قضایای شرعی را با چالش مواجه کند. این مقاله با رویکرد فقهی- تطبیقی و در چارچوب مبانی اجتهادی فقها، به بررسی تأثیر اجمال در فرایند حمل روایات بر قضیه فی واقعه میپردازد. در این پژوهش نشان داده میشود که اجمال در سه قلمروی عنوان موضوع، فعل فاعل و حالات عارض بر فاعل مطرح شده است و همین مسئله سبب شده تا برخی از فقها روایاتی که تحت تأثیر اجمال قرار گرفته اند را از چرخه استنباط حکم شرعی خارج کنند و در صورت وجود روایات دیگر در مسئله به آن ها رجوع کرده و در صورت فقدان روایات دیگر به اصول عملیه نظیر اصل برائت یا اشتغال مراجعه کنند.